العلامة المجلسي

968

حياة القلوب ( فارسي )

غالب شود وايشان را به اسلام درآورد « 1 » . به سند معتبر منقول است كه شخصي به خدمت امام محمد تقي عليه السّلام عرض كرد : مردم در باب خردسالى شما گفتگو مىكنند ومىگويند : چون مىشود كه طفل نه ساله‌اى امام باشد ؟ حضرت فرمود كه : حق سبحانه وتعالى وحى نمود بسوى داود كه سليمان را خليفهء خود گرداند وسليمان طفلى بود كه گوسفند مىچرانيد ، چون عبّاد وعلماى بني إسرائيل اين را انكار كردند خدا وحى نمود به داود كه : بگير عصاهاى آنها را كه در اين باب سخن مىگويند وبا عصاي سليمان در خانه‌اى بگذار وبه مهر همهء ايشان آن خانه را مهر كن ، فردا در را بگشا ، پس عصاي هر كه برگ بر آورده باشد وميوه داده باشد أو خليفهء من است . چون داود رسالت الهى را به ايشان رسانيد ، گفتند : راضى شديم « 2 » . چون عصاي سليمان برگ كرد وميوه داد ، انقياد كردند براي خلافت أو . ودر حديث معتبر منقول است كه شخصي از حضرت صادق عليه السّلام پرسيد : چگونه شياطين به آسمان بالا مىروند وحال آنكه ايشان مانند مردمند در خلقت وكثافت ، واگر چنين نبودند چگونه از براي حضرت سليمان عمارتها وكارهاى دشوار مىكردند كه فرزندان آدم از آنها عاجز بودند ؟ حضرت فرمود : ايشان أجسام لطيفه‌اند وغذاى ايشان نسيم است ، به اين سبب بىنردبان به آسمان بالا مىتوانند رفت ، وليكن حق تعالى چنانچه ايشان را مسخّر حضرت سليمان گردانيد همچنين ايشان را غليظ وكثيف گردانيد كه آن كارها از ايشان متمشّى تواند شد « 3 » . در حديث معتبر منقول است كه علي بن يقطين از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام پرسيد : آيا جايز است كه پيغمبر خدا بخيل بوده باشد ؟

--> ( 1 ) . ارشاد القلوب 157 . ( 2 ) . كافى 1 / 383 . ( 3 ) . احتجاج 2 / 220 .